مسلمان كه مي‌توان ذكر كرد، ابن‌باجه‌، دانشمند جامع‌العلوم است‌. ابراهيم بن‌عزرا اصول عقلي‌ اسلامي را در ميان يهوديان اروپا معرفي كرد. او و ابراهيم برحيه‌ٴ رياضيدان مبشران بيداري‌ يهودياني بودند كه در آن‌سوي كوه‌هاي پيرنه مي‌زيستند. اين يهوديان‌، عربي نمي‌دانستند و ازاين‌رو، چون همسايگان مسيحيشان از سه قرن انديشه و كار يكسره بي‌خبر مانده بودند.
به استثناي غزالي‌، آثار فيلسوفان مسلمان و يهودي‌، در مقايسه با معاصران مسيحيشان فاقد اهميت بود. انتقاد تند آبلار دريچه‌ٴ جهان تازه‌اي را گشود و اذهان را براي كوشش‌هاي مدرسي‌ سده‌ٴ بعدي‌، آماده ساخت‌. منطق جديد و اصول جدل او هنگامي ظاهر شد كه بدان‌ها بيش‌از هميشه نياز بود و مبناي منطقي مستحكمي را براي بنايي كه اصحاب مدرسه درصدد ايجاد آن‌ بودند، پي افكند. در اين زمان‌، مدرسه‌ٴ شارتر نوعي پشتوانه‌ٴ فلسفه‌ٴ افلاطوني و انسانگرايي بود كه‌ تأثير آن تا مدت‌ها بعد، محسوس شد. نه فقط ويليام شلي‌، بلكه برنار و تئودوريك شارتري و ژيلبر دولاپوره‌، داراي اذهان باروري بودند، كه در هر عصري‌، مي‌تواند درخور توجه باشد. آدلارد باثي‌، دومينگو گونديسالوو، هرمان دالماسيايي و اوتوي فريزينگي هم مردان ممتازي بودند و جز سه يا چهار شخصيت برجسته‌اي كه قبلاً ذكرشان شد، بر همكاران شرقيشان مزيت داشتند.
بنابراين‌، براي نخستين بار پس از قرن‌ها، افتخار فلسفي نصيب مسيحيان غربي شد. پس از مرگ غزالي در 1111، تا سي سال برجسته‌ترين فيلسوف آبلار بود؛ و پس از مرگ آبلار در 1142، رهبران بلامنازع تئودوريك شارتري‌، ژيلبر دولاپوره و ويليام كونكزي بودند. ابراهيم بن‌ عزرا، با همه عظمتي كه داشت با آنها قابل قياس نيست‌، و تأثير فلسفي او به عالم يهود محدود مي‌شود؛ و در ميان مسيحيان فقط به عنوان اخترگو معروف بود.
در خارج از هند، بزرگ‌ترين رياضيدان و اخترشناسان دو مسلمان و دو يهودي بودند. يكي از مسلمانان شاعر ايراني عمرخيام‌، يعني يكي از اصيل‌ترين جبردانان قرون وسطا بود، كه در 1123 درگذشت‌، و ديگري اخترشناس اسپانيايي جابر بن افلح بود. دو يهودي عبارت بودند از ابراهيم برحيه كه رساله‌ٴ او به نام حبرهه‌ـ مشيحه‌، مهم‌ترين اثر رياضي عصر بود؛ و ابراهيم بن عزرا كه در آناليز تركيبي سهم چشمگيري داشت‌. اين هر دو ابراهيم به عبري نوشتند و آثارشان‌ نخستين رساله‌هاي مهم رياضي به اين زبان بود. تا آن زمان رياضيدانان يهودي به عربي مي‌نوشتند.
فعاليت رياضيدانان لاتيني‌، گرچه چشمگير بود، از نوآوري بهره‌اي نداشت‌، و تقريباً منحصر به ترجمه‌ٴ آثار رياضي از عربي‌، و تا حدود خيلي كمي از عبري بود. براثر مساعي ايشان قسمتي‌ از آ ثار اقليدس و تئودوسيوس در دسترس خوانندگان لاتيني قرار گرفت‌؛ هم‌چنين حساب و جبر اسلامي‌، از جمله استفاده‌ٴ بهتر از ارقام هندي‌؛ و اخترشناسي اسلامي‌، از جمله مثلثات مقدماتي‌. نظام بطليموسي بيش از پيش مورد انتقاد مسلمانان قرار مي‌گرفت و بدين‌ترتيب به‌آرامي راه‌ براي انقلاب بزرگ سده‌ٴ شانزده‌، هموار مي‌گشت‌.